X
تبلیغات
زولا

لیست یادداشت‌ها

  • گرم تر شد ... (دوشنبه 29 مرداد 1397 19:55)
    قدیم ها یادتان هست یک کارتون بود که تویش هوا گرم و آتشین بود و بی باران. از دور صدای گلی می آمد که از بی آبی ناله می کرد و یک شیر - شیر بود دیگر؟! - راه می رفت به دنبال آب و عرق می ریخت و هی می نالید: گرم تر شد! حکایت ماست حالا که هوایمان دوباره گرم شده و تابستانی که داشت محترمانه تشریفش را می برد عین آن مهمان پر روها...
  • ... (شنبه 27 مرداد 1397 19:23)
    دوستان رمز نوشته، همانی ست که دفعه قبل برایتان نوشته بودم.
  • باز هم غم فلسطین، هنوز هم غم فلسطین (شنبه 27 مرداد 1397 19:20)
  • Libreriamo 68 (شنبه 27 مرداد 1397 12:16)
    آزاد بودن به خودمان بستگی دارد. محکم ترین قفس آنی ست که ساخته ذهن ماست: باید به ترس هایمان، تردیدهایمان و شک هایمان غلبه کنیم تا بتوانیم پرواز را شروع کنیم برای آزاد شدن بیرونی باید اول یاد بگیریم در درون آزاد باشیم. مسّیمو گراملّینی
  • در حال بدو بدو (شنبه 27 مرداد 1397 08:12)
    وقت ندارم و در حال بدو بدوی شنبه صبح هستم اما تا یادم نرفته چند تا نکته کوچولو را برایتان می گویم و بعد سر فرصت برمی گردم برای تک و تعریف های طولانی. اینروزها دارم سخنرانی ها/جلسه های بحث استاد بهرام بیضایی را در مورد اسطوره شناسی شاهنامه گوش می دهم. این فایل های صوتی را می توانید در کانال پرچنان پیدا کنید. لینک...
  • بالاخره زبان فرانسوی بخوانیم یا نخوانیم؟ (چهارشنبه 24 مرداد 1397 11:05)
    بخوانید جانم بخوانید! حالا نه فقط زبان فرانسه، هر زبانی که عشقتان می کشد و فکر می کنید دوست دارید یاد بگیرید مثل بچه خوب بروید یک آموزشگاه و اسمتان را بنویسید. فوق فوقش آنرا نیمه کاره رها خواهید کرد! اما به امتحان کردنش می ارزد چون این احتمال هم هست که ببینید نه واقعا می خواهید ادامه بدهید. یک چیز را اگر بتوانم بهتان...
  • نقل از دیگران 97 (سه‌شنبه 23 مرداد 1397 19:03)
    نقل از استاتوسی از مهدی خ ل ج ی: کاملاً «قانونی» است، هم درخواست رئیس قوه قضائیه از رهبری برای صدور اجازه «اقدامات ویژه» در برخورد با «اخلال‌گران نظام اقتصادی» و هم اجازه رهبر. در اصل 57 قانون اساسی جمهوری اسلامی به مطلق بودن ولایت رهبر تصریح شده است. طبق اصل 110 همین قانون، «حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل...
  • آخر چطور می شود (سه‌شنبه 23 مرداد 1397 18:46)
    قربان صدقه آن شکم و دست و پنجول قشنگ و کوچولو نرفت؟
  • اینروزها ... (دوشنبه 22 مرداد 1397 20:18)
    حس استیصال و داشتن دستهای بسته خیلی اذیت می کند. عین اسبی چموش که می خواهد سرکش بدود و دهانه ای محکم او را به عقب می کشد. از دیدن اینهمه دروغ و خیانت به سختی می شود احساس تنفر و اشمئزاز نکرد. اینهمه دروغ اینهمه وقاحت و اینهمه خیانت. روی خیلی ها سفید شد. حتی اشتباه هم درجه دارد، وقتی آمیخته به خیانت و وقاحت شود خیلی...
  • از هر دری 100 (شنبه 20 مرداد 1397 14:24)
    روزها خوب و آرام سپری می شوند. خلق الله در فصل تعطیلات و مسافرت اند و سر کار رفتن با خیابان ها و اتوبان های نیمه خالی خوشایند است. هفته آینده رییس نکبتم هم نیست و عالی تر خواهد بود. چهارشنبه آینده تعطیل رسمی ست. پانزده آگوست در ایتالیا یک روز مخصوص است و اسم دارد: ferr'agosto. این هفته و آن روز مخصوص از آن مواقعی...
  • Purrrrrrr (سه‌شنبه 16 مرداد 1397 20:05)
    Buona Nanna
  • چاه باید خودش آب داشته باشه ... (دوشنبه 15 مرداد 1397 16:48)
    نه که سطل سطل آب بریزی توش. ترکی این ضرب المثل را بیشتر دوست دارم چون آوای قشنگتری دارد و شاید هم دلیلش فقط برایم اینست که آذری زبان مادری پدر و مادرم است و برای من یادآور اصوات خانه ای که درش بزرگ شدم، حالا رویم به دیوار که خودم یادش نگرفتم. حالا چی شد که یاد این حرف افتادم؟ زیاد پیش می آید بلاگ های متروک را باز می...
  • نوشته ای کوتاه درباره دوستی (یکشنبه 14 مرداد 1397 10:34)
    بگذارید همین اول کار اعتراف کنم که عنوان مطلب تقلیدی ست از ده گانه عشق قدیمی ام که در طول این هفته به یکباره یاد شور و گرمایش افتادم. صحبت هایی که با یک دوست خوب داشتیم و پیغام یک دوست نادیده باعث شدند آنقدر دلم گرم شود که بخواهم در مورد دوستی چیزکی بنویسم. نوشتن در مورد هر چیزی که پهلو به پهلوی احساسات آدم بزند همیشه...
  • از هر دری 99 (شنبه 13 مرداد 1397 16:53)
    بهتان گفته بودم یک همکار جدید لهستانی داریم؟ خوبی چند ملیتی ها اینست که توشان دنیا دور هم جمع می شود. اسم و فامیلش در غیر قابل تلفظ بودن مال من و آن یکی لیتوانیایی را حسابی برده است. اسمش چیزی تو مایه های کاتارینژیا است ولی خدا را شکر که به اسم تصغیرش رضایت داده و کاشا صدایش می کنیم. چند روز پیش پشت یک میز تحریر من و...
  • نقل از دیگران 96 (چهارشنبه 10 مرداد 1397 19:35)
    یک مقاله خوب و پر از واقعیات تلخ البته! بخاطر همین است که به آینده خودمان هیچ امیدی ندارم. درست بشو نیستیم و مملکت هم همین خواهد ماند. اینکه می گویم شامل خودم هم می شود البته فکر نکنید مبرا می دانم خودم را از محتویات این مقاله. بت سازی و بت شکنی، نتیجه تعریف "انسان ایرانی"
  • This is Bill (چهارشنبه 10 مرداد 1397 18:53)
    او بیل است. بیل توی هر بلاگی کامنتدونی باز پیدا می کند دق و دلی های خودش را خالی نمی کند. بیل می داند که هر بلاگ نویسی حق دارد نظرات مرتبط با نوشته های خودش را بخواند. بیل می داند که برای خالی کردن دق و دلی های خود، باید یک بلاگ شخصی درست کرده و حرفهایش را آنجا بنویسد. بیل باهوش است. تو هم مثل بیل باش. پی نوشت: تقدیم...
  • نقل از دیگران 95 (سه‌شنبه 9 مرداد 1397 18:43)
    امیدوارم حال این آقا خوب باشد و گزندی به او نرسیده باشد. دستش درد نکند که به آبروی نداشته نظام فاشیستی اسلامی ایران رحم نکرد. واقعا این برنامه از کانال چهار پخش شده است؟!
  • Libreriamo 67 (دوشنبه 8 مرداد 1397 18:53)
    دوستی واقعی به معنای جدایی ناپذیر بودن نیست، معنایش اینست که بتوان جدا شد بدون اینکه چیزی تغییر کند. پی نوشت: اینرا به یاد یک دوست خیلی خوب و مخصوص منتشر می کنم. در پانزده سال اخیر سر جمع شاید همدیگر را ده ساعت هم ندیده باشیم. ولی ... پاییز امسال بیست و پنج ساله می شویم، بیا روی پنجاه ساله شدن هدف بگذاریم. قبول؟ ته...
  • Libreriamo 66 (یکشنبه 7 مرداد 1397 13:37)
    زمانی که به خواندن می گذرد مثل زمانی که به دوست داشتن می گذرد، زمانی را که می شود زندگی کرد انبساط می دهد. Daniel Pennac اغلب فکر می کنم که شب زنده تر و و به شدت رنگی تر از روز است. Vincent Van Gogh
  • یکی به شکل خود من * (جمعه 5 مرداد 1397 17:30)
    چندی پیش یک دوست خوب که شروع آشنایی مان با هم در دنیای وبلاگ نویسی بود، وقتی شانه به شانه هم نشسته بودیم و حرف می زدیم گفت تو خیلی شبیه نوشته هات هستی. خیلی ذوق کردم از این حرفش و یادم نیست به او یادآوری کردم یا نه آن ذوق زدگی را. هنوز هم وقتی یاد این حرف می افتم ذوق می کنم و البته وقتی یاد این می افتم که توی مطب دکتر...
  • نمی تواند غیر از این باشد! (جمعه 5 مرداد 1397 16:47)
    روایت تصویر: گربه ها کجا می خوابند؟ داخل جعبه، داخل روشویی، روی کامپیوتر، روی سر تو. گربه ها کجا نمی خوابند؟ داخل لانه/کاناپه اش!
  • Qui Nasce il Po (چهارشنبه 3 مرداد 1397 21:17)
    امروز سرجو مارکیون رفت. شاید همان موقع که من جایی بودم که پو - رودخانه پو - به دنیا می آید. همان جا که پرزیدنت سابق یک حزب افراطی راست هر سال دیداری ترتیب می داد و آب پو را مثل آب مقدس گرامی می داشت و به هر غیر ایتالیایی و هر ایتالیایی که سرزمینش با پو آبیاری نمی شود فحش و فضیحت می گفت. همین امروز بود که داشتم به آن...
  • نقل از دیگران 94 (دوشنبه 1 مرداد 1397 09:46)
    دوستان عزیز اگر مایل هستید این پست پرچنان را بخوانید. خواهش می کنم اگر آشنایی در استانبول دارید برای نویسنده پرچنان یادداشت بگذارید. منهم از دست این پسر عصبانی ام و معتقدم سزاوار یک اردنگی جانانه و یک سیلی محکم است اما فعلا نجاتش از مخمصه مهم تر است. باقی را واگذار می کنم به سهیل عزیز و تصمیم گیری اش که همیشه درست است.
  • مثل اپیکور و خیام (یکشنبه 31 تیر 1397 13:48)
    یک دوست خوب هست که همیشه وقتی می گویم خوبی؟ خوش می گذره؟ جواب می دهد به من همیشه خوش می گذره! من تابع راه خیام و اپیکورم. و چه خوب می کند! همیشه به او می گویم که بهترین کار را می کند و ای کاش منهم یاد بگیرم. از دیروز بیشتر دارم به اهمیت اپیکور و خیام وار زندگی کردن فکر می کنم. وقتی شنیدم وضعیت سلامتی سرجو مارکیون...
  • چی درست کنم؟ (یکشنبه 31 تیر 1397 10:53)
    این، سئوالی ست که مصرانه و سماجت وار ذهن آدمی که باید شکم خودش و/یا دیگران را سیر کند آزار می دهد. شب و روز هم ندارد. بعضی ها عاشق آشپزی اند و این فرایند طولانی را که از تصمیم گیری، خرید مواد اولیه، آماده کردنشان شروع شده و درنهایت به پختنشان ختم می شود دوست دارند، برایشان سنگین نیست. بعضی ها هم هستند که مثل من به...
  • اصلا می شود آدم غش نکند برای چنین لعبتی؟ (شنبه 30 تیر 1397 15:00)
  • She will be loved * (شنبه 30 تیر 1397 14:30)
    حال عجیبی ست حال عاشقی، دلم برایش تنگ شده است. پر از شور زندگی ست. کامشین جان راستی ترجمه/معادل فارسی برای passion چه می تواند باشد؟ لازم است توی هر روز زندگی آدم این ماده اولیه وجود داشته باشد وگرنه زندگی می شود فقط سر کردن روز و شب. شاید برای بعضی ها همین خیلی هم خوب و کافی باشد، برای من نه. زندگی کردن برایم یعنی...
  • من شکست و سرخوردگی تو هستم (دوشنبه 25 تیر 1397 20:25)
    امروز گرفتار باران و طوفان جانانه ای شدم موقع برگشتن به خانه از سر کار، البته طوفان دیر شروع شد ولی رییس عزیزمان برای امروز یک جلسه مثلا کوچینگ ترتیب داده بود و یک مشت مزخرفات به خوردمان داد و عجیب هم اصرار داشت تک تک مان حرف بزنیم و ابراز هیجان کنیم نسبت به تم بحث. در نتیجه خیلی دیرتر از معمول کارم تمام شد و بعد هم...
  • از هر دری 98 (یکشنبه 24 تیر 1397 12:51)
    تابستان امسال انصافا خیلی رحمش بیش از چند سال قبل است و بواقع دارم تابستان این حوالی را درش باز می شناسم. دو سه سالی تابستان طوری داغ و خشک بود که آدم فکر می کرد بنا به شوخی بی مزه ای از دنیا دارد توی عربستان سعودی سر می کند و خودش خبر ندارد. این روزها کم و بیش خنک هستند و گرما هم وقتی هست زیاد غیر قابل تحمل نیست....
  • نقل از دیگران 93 (یکشنبه 24 تیر 1397 12:03)
    نمی دانم حقیقتا این نقل قول از کریستین بوبن هست یا نه، اما چون درست بودنش را زیاد دیده ام منتشر می کنم: من خدا را در قمقمه آب یافته ام در عطر یک گل در خلوص برخی کتاب ها و حتی نزد بی دینان..... اما تقریباً هیچ گاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست ، نیافته ام ..... کریستین بوبن