Dalla Serie di Stronzate/Boiate

سه‌شنبه 27 شهریور 1397 20:54 نویسنده: شیرین چاپ

دیده اید یک مشت مرخزفات و اباطیلی - بخوانید Bullshit - که با اسم و امضای این و آن توی محیط های مجازی دست به دست می شوند و به خورد همه داده می شوند؟ یعنی مفت ترین زر ِ این دنیا اگر زیرش نوشته شده باشد اریانا فالّاچی، دالایی لاما، نلسون ماندلّا و ... باید حتما مورد قبول باشد! 

امروز یکی از آن خوشگل هایش را دیدم. از قول دکتر شریعتی - واه واه چه تحفه ای هم! - گفته شده که ماهرترین مترجم کسی ست که بتواند سکوت را ترجمه کند.

پیش خودم گفتم همین است که ملتی هستیم با این حال و احوال زار و نزار. اول اینکه اگر هنوز که هنوز است فکر می کنیم گوش کردن به مزخرفات شریعتی جماعت راه گشای کار و زندگی مان است وای به حالمان! بدتر از آن محتوای این کلام است که باز هم دلالت می کند به نابلدی مان و نادانی مان به ساده ترین ابزار ارتباط سالم.

ما همان ملتی هستیم که شعور و درک سیاسی و مدنی توی سرمان بخورد، حتی بلد نیستیم حرف زدن یومیه با آدمهای اطرافمان و تعامل صحیح و سازنده با آنها چطور باید باشد. بله ... به چنین شخصیت های برجسته ای گوش کردیم و روزگار سیاهمان اینی شد که هست، حالا به همین سکوت های ابلهانه مان هم ادامه بدهیم و انتظار هم داشته باشیم چس ناله های دو پهلو و چند پهلو و گنگ و نا مفهوم مان یک مترجم قابل و ماهر پیدا کنند و بلکه ما زندگی کنیم و فهمیده هم بشویم. 

یک وقتهایی اینجور لاطائلات را می بینم و به عین چنین رفتارهایی را از آدم های گنده و پر ادعا می بینم از خودم می پرسم واقعا ما انتظار داریم روز و روزگارمان چه باشد؟ هنوز حرف زدنمان را هم با هم بلد نیستیم!


Voglia di Miagolare

سه‌شنبه 27 شهریور 1397 20:44 نویسنده: شیرین چاپ

از آن عکس ها که میل به میو میو کردن را در آدم زنده می کنند.

بله، بله، من همان دیوانه ای هستم که همسایه ها و عابران

خدا می داند چند بار دیده اند که میو میو می کنم و با گربه ها حرف می زنم.




از هر دری 104

یکشنبه 25 شهریور 1397 10:44 نویسنده: شیرین چاپ

هوا شل کن سفت کن در می آورد. آدم تکلیف خودش را نمی داند و البته بد هم نیست. یک روز پاییزی می پوشی و یک روز تابستانی! روزها کوتاه می شوند و باران های گاه به گاه هم خنک می کنند. اما آفتاب هنوز آدم را می سوزاند و مثل آفتاب پاییز و زمستان این حوالی یخ نیست. انگار تابستان دارد پافشاری می کند و دوست نداشته باشد برود پی کارش. 

برای دیشب یک بلیت برای کنسرت سمفونی هفتم بتهوون را داشتم ولی حالم اصلا مناسب نبود و تصمیم گرفتم بلیت را به کسی هدیه کنم و خودم بمانم خانه. هوا هم بارانی و سرد است و دیدم صلاح نیست با این حال خراب بیرون بروم. هفته ای که می آید پرکار خواهد بود و باید مراقب باشم مریض نشوم. نمی دانم شما هم اینطور هستید یا نه، اما من موقع تغییر فصل اذیت می شوم مخصوصا وقتی این تغییر مثل الان هی شل کن سفت کن دارد و تکلیف آدم معلوم نیست. سیستم ایمنی ام ضعیف است در کل و باید خیلی مراقب باشم. دوست داشتم امروز یا دیروز می رفتم کوهستان اما نشد. هوا یاری نکرد.

در عوض دیروز بالاخره قالیچه یوگا را خریدم و کمی حالم بهتر شود تمرین و ورزش را شروع خواهم کرد. خیلی دوست دارم باشگاه بروم اما با ساعات کاری ام و فاصله خانه تا محل کارم خیلی جور در نمی آید. با اینکه زندگی در یک شهر کوچک را دوست دارم و انتخابش کرده ام، اینجور وقتها به ساکنان شهرهای بزرگ حسودی ام می شود. چون باشگاه ها و مراکز فیت نس بزرگ دارند که از کله سحر باز است تا بوق شب. طوری که آدم از ساعت شش صبح تا دوازده شب می تواند از سرویس هایشان استفاده کند. 

در ادامه مطلب برایتان یک سکانس از عکسهایی را می گذارم که گویی پشت سر هم گرفته شده اند و ببینید وقتی از قدرت بیان چهره حرف می زنند و از قدرت بیان یک هنرمند دقیقا منظور چیست. آنّا مانیانی همانی ست که به گریمور اعتراض کرد که چروک های صورتش را می پوشاند و گفت یک عمر زحمت کشیده ام که آنها را بدست بیاورم. عجب زنی! چقدر حسرت و حسادت حس می کنم!

 


ادامه مطلب ...

نقل از دیگران 102

یکشنبه 25 شهریور 1397 10:01 نویسنده: شیرین چاپ

از یک استاتوس قدیمی:

سپتامبر 2016 مهشید راستی می نوشت:

اگر از یک مسلمان یا مسلمان سابق بپرسی ... همه ی دنیا از اسلام می ترسند و فوبیا دارند. 
ولی هرگز از خودش نمی پرسد که مسلمان از چی می ترسد . و چرا می ترسد .
چرا مسلمان از دیدن مو و بدن زن میترسد . چرا مسلمان از همجنسگرا می ترسد . چرا مسلمان از تربیت دین آزاد کودک می ترسد . چرا مسلمان از اندیشه ی مخالف می ترسد . چرا مسلمان از سکولاریسم و آته ایسم می ترسد . چرا مسلمان از هر کسی که مثل خودش نیست میترسد ؟
اگر معتقد هستید که مسلمان از اینها نمیترسد به این فکر کنید که تا کنون چند نفر با فریاد الله و اکبر فدا شده اند . در حالی که من یادم نمی آید با فریاد پراید یا فریاد زنده باد زن یا یا فریاد زنده باد سکولاریسم تا حالا کسی کشته شده باشد .
و همه ی مسلمان ها نمی کشند. نه . اما آن که می کشد مسلمان است و این از ترس اوست از هر آنچه مثل او نیست .


Amore Piccolino

جمعه 23 شهریور 1397 18:45 نویسنده: شیرین چاپ

از این زیباتر و ملوس تر موجودی توی این دنیا هست؟!