نقل از دیگران 14

جمعه 9 بهمن 1394 11:57 نویسنده: شیرین نظرات: 16 نظر چاپ

اول. فهیمه خضرحیدری

قدرت امری است بی‌درنگ، مردانه. اقتدار زنانه اغلب پذیرفتنی نیست. حتا زنان هم کمتر حاضر به پذیرش زن مقتدر و نیرومند هستند. توجه دارید که صحبت از زورِ بازو نیست. کاراکتر نیرومند و رفتار و ادبیات محکم و جدی، همان‌قدر که برای مردان جذاب، تحسین‌برانگیز و حتا لازم به حساب می‌آید، برای زنان، اضافی، خطرناک، آزارنده و غیرطبیعی و مُخِل است. زنی که کارش را جدی بگیرد، اغلب دارد «زیادی» جدی می‌گیرد، اغلب بداخلاق است و اعصاب ندارد. اعتراض زنان اغلب به «غرغر» تنزل داده می‌شود و نقدی که زنی می‌کند به «گلایه». جدیتِ مردانه اما جدیت حرفه‌ای، حساب‌شده و به‌قاعده است و لابد مو هم لای درزش نمی‌رود. این طوری است که تحملِ زن گردن‌فراز و سربرافراشته بسی سخت‌تر از تحمل مردِ بی‌پرواست.
وه که پذیرشِ زنی که کاراکتر دارد، زنی که حرف دارد، زنی که نقد دارد، زنی که محکم و جدی و بدون لبخندِ نالازم و بی‌گاه حرفش را می‌زند، زنی که به بحث کردن خطر می‌کند، چه‌قدر سخت‌تر از پذیرشِ مردی است که همه‌ی اینهاست یا گاه حتا نصف اینها هم نیست.


دوم. ما نا



پی نوشت. دوستان یک سئوال: می دانید در زبان فارسی تخصصی فلسفه برای مفهوم nothingness چه کلمه ای بکار می رود؟


یکی لطفا بچه های ما را تربیت کند!

پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 22:40 نویسنده: شیرین نظرات: 6 نظر چاپ

یکی از دوستانم خیلی سال پیش تعریف می کرد که قرار بود یک مهمانی برگزار کنند، ظاهرا بنا بوده در مهمانی تمام دوستان مشترک حاضر باشند اعم از دختر و پسر. مادر یکی از این دوستان می آید و به او می گوید: میم جان، لطفا بچه مرا دعوت نکن چون من دلم نمی خواهد در مهمانی مختلط شرکت کند. دوستم هم نگاهی به او می کند و می گوید پناه بر خدا! شما از عهده تربیت بچه خودت بر نمی آیی، راه می افتی بچه دیگران را تربیت کنی و باید نباید برایش تعیین کنی؟!

در هفته ای که گذشت، Canale 5 از گروه mediaset  (گروه تلویزیونی سیلویو برلوسکونی) برای برنامه وقت اول دوشنبه شب، پخش فیلم پنجاه سایه روشن خاکستری را در نظر گرفت و از همان موقع که تبلیغات پخشش شروع شدند در تمام رسانه ها جنجال به پا شد. اخلاق گرا ها کلی سر و صدا به پا کردند که چرا چنین فیلم غیر اخلاقی ای باید در ساعاتی پخش شود که بچه ها جلوی تلویزیون هستند، چرا باید چنین ژانر فیلمی اساسا به صفحه کوچک راه بیابد، چرا، چرا، چرا ... یاد آن ماجرایی افتادم که در شروع برایتان تعریف کردم. واقعا حیرت کردم از بی بتگی و بی مسئولیتی پدر و مادرهایی که فکر می کنند ابر و باد و مه و خورشید و فلک باید یاری کنند تا انها بچه هایشان را بزرگ و تربیت کنند! پدر و مادری که ساعت دقیق پخش یک برنامه را می دانند و از محتوایش هم کم و بیش با خبرند اینقدر برایشان سخت است عوض کردن کانال یا خاموش کردن تلویزیون؟!

باید حتما کسان دیگری کمر همت ببندند و به جای پدر و مادرها به بچه "نه" بگویند یا برایش حد و مرز تعیین کنند؟


Chiedi Alla Cenere

چهارشنبه 7 بهمن 1394 13:37 نویسنده: شیرین نظرات: 12 نظر چاپ

از خاکستر بپرس


مذاهب که به قول پایه گذارانشان باید به امور معنوی مان می پرداختند، به شکل وسواسی و آبسسیو دارند در امور مربوط به  بدن مان  دخالت می کنند. دیروز در روز از دنیا رفتگان * اسقف تورینو  از اینکه برخی خاکستر یک عزیز سفر کرده  را در طبیعت پخش می کنند یا آنرا در خانه نگه می دارند به سختی انتقاد کرد. علاوه بر این خواست که همه دست بردارند از تجاری کردن مرگ، تو گویی که در دو هزار سال اخیر کلیسا از درآمد حاصل از آنها که قبل از مرگ گذرنامه ای برای ماورا و بهشت می خواسته اند بهره نبرده باشد. موضوع اینجاست که بعضی از کشیشان ظاهرا خیلی بیش از هر چیز به مسائل دنیایی علاقمند هستند، مثل بدن بیچاره ما. بدنی که برای کسی که به ورای ماده معتقد است فقط یک پوشش و پوسته گذراست، لباسی که روح برای شرکت در جشن زندگی به تن می کند و در لحظه رفتن به جای دیگر آنرا از تن در می آورد.

مذاهب توجه دیوانه وار و ما نیا ک واری نسبت به این لباس دارند، درست مثل خیاط های مد سطح بالا. به انسان خوب توضیح داده اند چطور آنرا تحقیر و سرکوب کنند و اینکار را با شمارش بی نهایت گناه، بیش از آنچه که واقعا  می توانند وجود داشته باشند، انجام داده اند. و ضمنا سعی کرده اند توضیح بدهند چطور باید آنرا بعد از مرگ سر و سامان بدهند. بدین نحو این لباس را از کنترل و اختیار صاحب واقعی آن خارج کرده اند، همان صاحبی که برای به رسمیت شناختن ساده ترین حقوقش به زحمت و دردسر می افتند، یعنی حق تصمیم گیری برای خود و البته احترام به حق مشابه برای دیگران. حق عشق ورزیدن به هر کسی که او می خواهد، به زیستن همانطور که می خواهد و مردن در هر جا و با هر کس و هر طور که می خواهد: پراکنده شده در یک جنگل و بیشه یا نگهداری شده در بوفه خاله.


* تاریخ این نوشته اول دسامبر 2015 است و اشاره به روز قبل، اخرین روز نوامبر می کند که روز زیارت مردگان است.


برگرفته از روزنامه La Stampa. به قلم Massimo Gramellini


نقل از دیگران 13

سه‌شنبه 6 بهمن 1394 15:47 نویسنده: شیرین نظرات: 13 نظر چاپ

اول. 

نقل از سایت مدیران ایران:

ما نیازمند برتام هستیم

برجام به فرجام رسید، اما اگر می خواهیم زندگی مان تغییر کند و کشورمان پیشرفت،  نیازمند “برنامه توسعه آینده مشترک ما” هستیم. این برنامه ۱۲ بند دارد.

۱_ ما متعهد می شویم نیم ساعت کمتر پای تلویزیون بنشینیم و هر روز  ۳۰ دقیقه  مطالعه عمیق کنیم

۲_ ما متعهد می شویم روزانه ده دقیقه خلوت و سکوت کنیم و به آینده فکر کنیم

۳_ ما وظیفه داریم هر هفته یک اقدام انجام دهیم که از آن منفعت شخصی نمی بریم و صرفا فایده عمومی دارد (مانند دیوار مهربانی)

۴_ ما خود را موظف می دانیم با دیگران به گونه ای رفتار کنیم که می پسندیم با ما رفتار شود

۵_ ما خود را موظف می دانیم راجع به اموری که نمی دانیم اظهار نظر نکنیم و «نمی دانم» و «اشتباه کردن» را راحت به کار ببریم

۶_ ما تمرین می کنیم که تصمیمم های مهم مان  بر اساس تحلیل جامع منفعت و هزینه باشد و به صورت مکتوب فکر کنیم نه ذهنی و روی هوا

۷_ ما قول می دهیم خیابان را خانه خود بدانیم و دریا را حوض خانه مان و جنگل را باغچه. آشغال را در سطل آشغال قرار دهیم و نه در کف خیابان و دریا و جنگل

۸_ ما موظفیم ترک کنیم پارتی بازی،  زرنگ بازی (عدم رعایت صف) و تقلب کردن را

۹_ ما مکلفیم «راست» بگوییم حتی اگر به ضرر ما تمام شود و به قول مان عمل کنیم حتی اگر سرمان برود

۱۰_ما تلاش می کنیم افق فکری مان را از «سه ماه» به «ده سال» گسترش دهیم

۱۱_ ما متعهد می شویم خدا را آزاد کنیم! ما قول می دهیم زین پس خدا را در عزا، مساجد و بیماری ها محدود و قاب نکنیم. از این پس خدا را همراه خود  می دانیم؛  در همه شرایط؛ صف اتوبوس، ترافیک همت، دیدن تصاویر زندگی خصوصی افراد، قضاوت در مورد دیگران، سر چهار راه  و…

۱۲- ما متعهد می شویم که عمل کنیم! می کوشیم کمی از جوک گفتن، انتقاد، تحلیل های انتزاعی کردن، فلسفه بافی کردن، مقدمه چینی کردن، حسرت خوردن وضعیت کشورهای توسعه یافته، تفریح و مخالفت کردن بکاهیم و به جای آن کمی عمل کنیم. ما می کوشیم، بر این ویژگی منفی فائق آییم: جایگزین کردن هر چیزی به جای عمل.
ما می کوشیم برنامه ریزی مان معطوف به عمل باشد (و نه جایگزین عمل) و عمل مان مبتنی بر برنامه باشد. برنامه معطوف به عمل و عمل مبتنی بر برنامه باعث “توسعه آینده مشترک ما” خواهد بود.

پیوند مطلب فوق در این جاست

دوم. در مورد موضوع نظر ثبت کردن در بلاگ ها اخیرا دو مطلب نوشته دوستان عزیز خوانده ام. اگر مایل هستید اینجا و اینجا آنها را بخوانید.


از هر دری 12

دوشنبه 5 بهمن 1394 11:52 نویسنده: شیرین نظرات: 14 نظر چاپ

- پاییز خشک و بی بخاری داشتیم و زمستان هم تا به اینجایش خشک و بی بخار و گرم است. خدا عاقبتمان را بخیر کند!

- وقتی لباسها را از لباسشویی بیرون می آوری و خشک می شوند و تازه می بینی که روی دو تایشان لکه مایع لباسشویی مانده و ماسیده، انگار به تمام وجود آدم بد و بیراه گفته اند! حالا کاری هم ندارد ها ... ابشان می کشی و می گذاری خشک شوند و هیچکس هم نمی میرد! ولی آن لحظه که فکر می کردی الان همه چیز را مرتب می کنی و سر و سامان میدهی و می فهمی که نمی توانی، آدم کفری می شود.

- خوبی، آرامی، خوش اخلاقی و مهربانی سگها با اندازه شان نسبت معکوس دارد. هر قدر سگهای بزرگ و غول پیکر مهربان و ساکت و گوگوری هستند، سگهای کوچک مخصوصا چی واوا ها نکبت و وق وقو اند!


- در تکمیل بند فوق، در حالت کلی سگ خوب یا سگ بد نداریم؛ بلکه صاحبان با شعور و صاحبان بی شعور داریم! صاحبان بی شعور آنهایی هستند که در حرف سگ را عضوی از خانواده و مانند فرزند می دانند اما پایش که بیفتد از خانه می روند بیرون و سگ بیچاره را ساعت های طولانی تنها می گذارند. این سگ بیچاره به هر دلیلی یا ترس و اضطراب، یا گرسنگی یا دلتنگی و هر چیز دیگری یکسره و مداوم و به مدت 8 ساعت یا بیشتر واق واق می کند و همه را بیچاره می کند. یکی نیست به این بی شعورها بگوید تو بچه خودت را هشت ساعت توی چهاردیواری خانه رها میکنی با اینهمه ادعا، ابله؟!!

- یک دستور تازه برای درست کردن یک کیک سیب یاد گرفته ام که بی صبرانه منتظرم درستش کنم. منتها طبق قراری که با خودم گذاشته ام شیرینی را باید هر بیست روز یکبار به خودم اجازه بدهم بخورم. اگر خوب شد دستورش را برایتان می نویسم. راستی توی ایران پنیر ricotta پیدا می شود؟

- یک سئوال: دوستانی که به کشورهای همسایه مثل ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، امارات ... سفر کرده اند می توانند به من بگویند آیا سیم کارت تلفن های ایران در این کشورها فعال و قابل استفاده هست یا نه؟

- دوشنبه خر است!