آهی بر رویای از دست رفته

دوشنبه 12 شهریور 1397 20:12 نویسنده: شیرین چاپ

هیچوقت آن روز زمستانی سال 1992 را یادم نمی رود که اخبار ایران از قرارداد ماستریخت حرف می زد و از متحدشدن اروپا، از برداشته شدن مرزها و ... من جوان بودم و پر از آرزو و ایده آل ها و چقدر حسرت می خوردم از خیال و رویای یک دنیای بدون مرز. 

اروپای امروز را که نگاه می کنم می بینم یک نقش کج و معوجی ست عین یک شکلک و زبان درازی به پدران این رویا و پروژه، پدران بنیان گذار این اتحادیه که بعد از جنگ جهانی دوم گفتند بس است ویرانی و حماقت! ولی افسوس که حماقت همچنان هست، نفرت و جدایی هم. 

آن اتحادیه ای که قرار بود به یکی شدن و نزدیک شدن برسد، محدود شد به وضع مالیات های آنچنانی، تحت کنترل قرار دادن اقتصاد کشورها زیر سلطه آژانس های پول باز ِ rating، ارزش گذاری یورو بر مبنای ارزش مارک، تعیین اندازه صدف هایی که باید صید شوند، تصویب اندازه گوجه فرنگی، طول خیار و میزان انحنایش و لاطائلاتی از این قبیل. بعد حرف از اصلاح سیاست های مالی می شود، اصلاح قوانین مهاجرت پذیری و تقسیم مهاجران غیر قانونی یا اصلاح ارزش گذاری یورو و اینطور مباحث که اهمیت مرگ و زندگی دارند و همه خفه خان می گیرند.

اینجور مواقع هر کس کلاه خودش را سفت می چسبد و ناپدید می شود و یا مثل بز اخفش زل زل در سکوت نگاه می کند. هر از گاهی پوفیوزی هم مثل ماکرون که لیبی را به آتش جنگ کشیدند از راه می رسد و درس اخلاق به بقیه می دهد و یک پوفیوز دیگر مثل یونکر وسط طویله ای که به اسم اتحادیه اروپا و مسکلاتش وجود دارد همه پرسی - بواقع رای گیری از اکثریت آلمانی ها و اقلیتی از باقی کشورهای عضو - راه می اندازد در مورد ساعت قانونی و ساعت خورشیدی! یعنی همه مشکلات این اتحادیه حل شده و دغدغه این بزرگان پوفیوز منش مانده که شهروندان آلمانی عزیز با ساعت قانونی بد خواب می شوند یا نه و چون اتفاقا جواب مثبت است قرار است از سال آینده ساعت قانونی ممنوع شود.

یادم افتاد که یک پوفیوز دیگر که اسمش احمدی نژاد بود چند سال پیش همین کار را کرد و گلاب به رویتان رید و مانی کرد دیدنی! حالا جناب یونکر با آنهمه اهن و تلپ و ادعای مدرنیت می خواهد آنچیزی که آن جناب ریده بوده جمع کند و اجرا. مبارک باشد واقعا! می ترسم چشم بخورند این سردمداران اتحادیه یک روزی. همت کنیم همگی به اسپند دود کردن.