فاصله حرف تا عمل

جمعه 14 اردیبهشت 1397 19:24 نویسنده: شیرین چاپ

ما آدمیم؟

معلوم است! فکر نکنم از کسی این سئوال را بپرسیم و کمی فکر کند در موردش. تا بحال ندیدم کسی در پاسخ به این سئوال درنگ کند و شکی کند در مورد آدم بودنش، اما افسوس و صد افسوس که رفتار خیلی های مان به آدمیزاد نبرده است. 

در موردی خیلی وقت بود که می خواستم غرغر کنم و شک داشتم تا اینکه یک دوست خوب و نادیده که می دانم مومن هم هست در مورد "بغل کردن" برایم نوشت اثر معجزه آسای آنرا زیاد دیده است (او کسی ست که به مقتضای کارش با افراد زیادی، زن و مرد و کودک، سر و کار دارد. از هر طبقه ای و از هر محله ای) و احساس تاسف کرد که در ایران در آغوش گرفتن مسئله ای جنسیتی ست. دوست عزیز، مدینه گفتی و کردی کبابم! 

نمی دانم چرا اینقدر فرهنگ ما و دین غالب مردم مشرق زمین از آدمیت و آدمیزادی به دور است؟ چرا اینقدر باید به ذات پاک انسان و اصالت احساسات و نیازهایش توهین شود؟ یعنی مردم باقی جاهای دنیا هورمون های جنسی ندارند؟ یا اینکه شعورشان را بکار می اندازند و معنا و مفهوم هر چیزی را به درستی یاد می گیرند و به بچه هایشان هم یاد می دهند؟

کاش شمایی که جوانتر هستید و فرزند کوچک دارید این تغییر را شروع کنید. به بچه های تان یاد بدهید که آدمیت ما و اصالت احساسات مان خیلی خیلی ورای جنسیت ما هستند. که ابراز محبت به یک آدم دیگر ورای سن و جنس او از همه چیز مهم تر است. که بی تفاوتی کشنده است، که خود و دیگران را مانند آلت های جنسی متحرک  و آماده برای جفت گیری دیدن اهانت آمیز است. 

کی می خواهیم آدم شویم؟