Libreriamo 63

سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1397 19:48 نویسنده: شیرین چاپ

خیلی وقت ها یک آغوش یعنی کندن بخشی از خود و بخشیدنش به دیگری

که بتواند در راهی که می رود کمتر احساس تنهایی کند.

پابلو نرودا


از من اگر بپرسید، می گویم همدیگر را تا می توانید بغل کنید. عزیزانتان را بغل کنید. گرمای بدن تسکین خیلی ناراحتی هاست و خیلی مشکلاتی که راه حل ندارند ولی تسکین چرا. محبت و حمایت مان را از عزیزانمان دریغ نکنیم. 

خیلی وقت است گروه هایی در شهرهای مختلف تشکیل شده اند که توی خیابان ها راه می روند و به عابران "آغوش" هدیه می دهند. تا بحال نشده این آغوشی را که به من تعارف می شود رد کنم. از طرف هر کدام از این داوطلبان تعارف شده باشد همیشه پذیرفته ام اما احتمالا بخاطر همان طبع "گربه سان" مانندم برایم مهم نیست همه، هر کسی مرا دوست داشته باشند بلکه دوست دارم آنها که من انتخابشان کرده ام مرا دوست بدارند. آغوش آنهایی را می خواهم که دوستشان دارم و خدا می داند چقدر زیادند روزهایی که نمی دانم برای اینکه بتوانم عزیزانم را بغل کنم چه چیزهایی را خواهم داد. 

قدر نزدیکی به همدیگر را بدانید و با دلیل یا بی دلیل همدیگر را بغل کنید و بفشارید.