از هر دری 88

دوشنبه 27 فروردین 1397 20:49 نویسنده: شیرین چاپ

- نمی دانستم آدم های علاف محیط مجازی اینقدر زیادند، یعنی حدس می زدم ولی نه تا این حد! عرضم به حضور شما که به توصیه یکی از خواهران اینستاگرام را نصب کردم و چشمتان روز بد نبیند، هر روز هر اره اوره و شمسی کوره ای از راه می رسد درخواست فالوئر شدن می دهد. یعنی من مانده ام، آدم چطور باید درخواست بدهد به آدم هایی که هچ صنمی باهاشان ندارد؟! محیط بیخودی هم هست انصافا بنظرم و فکر کنم الان یک هفته ای هست که این اپلیکیشن را دارم و نه برایم استفاده ای دارد، نه چیزی منتشر می کنم و نه هیچ. یک هفته دیگر صبر می کنم و بعد به گمانم حذفش کنم. چیز مزخرفی ست و تنها خیرش فقط سر و صدای مزاحم نوتیفیکیشن هایش هستند که به گوش آدم می رسد.

- هوا پدیده جالبی ست که خوشبختانه هنوز دستاویز آدمیزاد نشده و هر کاری دلش بخواهد می کند! باز هم عرضم به حضور شما که دلم برای دوستانم سوخت. طفلی ها کلی زحمت کشیدند و یکسال جشن عروسی و بند و بساطش را فراهم کردند و زرت ... دیروز آنچنان هوایی شد که بیایید و ببینید. باران و باد و سرما، یک چیز مزخرفی و جالبش این بود که روز قبلش که شنبه بود و روز بعدش یعنی امروز هوا گرم و آفتابی و عالی بود. یعنی اصصصصن یه وضعی!

- به همکارانی که توی مملکت خودشانند حسودی می کنم! اخیرا شرکت در مناسبت های مختلف به همگی تعطیلی عمومی می دهد و از مرخصی های مان کم می کند ولی چه فایده برای من؟! مگر می شود چهار روزه یا یک هفته ای آمد ایران و برگشت؟! منهم هی به چشم خودم می بینم که مرخصی هایم خرد خرد مصرف می شوند و منهم همچنان از خانواده ام دورم. خیلی بد است، خیلی. بد و غم انگیز.