Daimler & Skin Head Guy

پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 19:51 نویسنده: شیرین چاپ

امروز برای n امین بار متوجه شدم که نباید به حرف هایی که عموما همه جا و از همه کس زده می شود اعتماد کرد. یکی از این دست حرفهای معروف "همه آلمانی ها مثل بلبل انگلیسی حرف می زنند" است. امروز یک جنابی از دایملر/مرسدس آمده بود برای ممیزی بهمراه یک گروه از مدیران و مشاوران فنی. این جناب با آن قیافه و هیبت عجیب و غریبش - لباس کار سر تا پا سیاه با علامت نقره ای مرسدس روی بازوی لباسش - و آن سر براق و چشم های بی مژه و یخش، با آن فیگور خفن ِ ممیز دایملر/مرسدس بودنش، انگلیسی بلد نبود.

یک خانم مترجم همراه گروه بود بعلاوه باقی اعضای گروه که ترجمه از انگلیسی به آلمانی و بالعکس را انجام می دادند. کلا روز سخت و پر کاری بود. چند دقیقه پیش تلفنم را نگاه کردم و دیدم امروز هفت کیلومتر راه رفته ام. همینست که پاها را دیگر حس نمی کنم. می دانید ... کسانی که عادت به پیاده روی یا جاگینگ دارند این میزان مسافت برایشان هیچ چیز نیست. وقتی کفش مناسب پیاده روی یا جاگینگ به پا داشته باشید و با فراغ بال در حال راه رفتن یا دویدن باشید، این فعالیت می شود یک تجدید قوا. برعکس وقتی این کیلومتر ها را با استرس و نگرانی از نتیجه ممیزی/بازدید مشتری ِ بالقوه گز کنید و پایتان هم توی کفش های آهن دار کار باشد موضوع کمی فرق می کند. آخر روز دلتان می خواهد یک شمشیر بردارید و پاها را از قوزک به پایین ببرید تا درد و کوفتگی شان را کمتر حس کنید.

خلاصه که از صبح تا عصر دویدیم و حرص خوردیم و نگران بودیم. آخر وقت که ممیزها رفتند پی کارشان، رییس و نوچه اش تازه وقت پیدا کردند که ننه من غریبم کنند سر حذف یوونتوس از چمپیونز، اخراج جیجی بوفّون و ... آنقدر حوصله ام را سر بردند که گفتم ببم جان شما بجای چس ناله کردن برای بوفّون فکر خودت باش. مطمئن باشید ایشون همین الان تسلی پیدا کرده و داره از میلیونها موجودی بانکی اش لذت می بره، من و شمای لات و لوت و پا برهنه باید فکر بدبختی و مفلسی خودمون باشیم. سنگ میلیونرها را به سینه زدن و نگرانی غم و غصه هاشون رو به جان خریدن برای فاطی تمبون نمیشه که!

والله به خدا!