"خط"

شنبه 26 اسفند 1396 09:17 نویسنده: شیرین نظرات: 5 نظر چاپ

احتمالا فقط هم نسلان من "خط" را یادشان باشد. همیشه از کارتون های مورد علاقه ام بود و خواهرم وقتی ادایش را در می آوردم کلی می خندید. از بازیهای مورد علاقه ام این بود که ادای عصبانیت و لج بازیهایش را با آن سر و صداهای با نمکش در بیاورم.

فقط چند سال پیش کشف کردم که انیماتورش ایتالیایی ست و وسط تمام سر و صداهایی که در می آورد کم و بیش می شود کلمه ای را فهمید. به این کارتون و تمام خواننده های مورد علاقه ایتالیایی ام که البته در بچگی آهنگ های انگلیسی شان را گوش می کردم و دوست داشتم  (و صد البته خیلی جزییات کوچک دیگرِ مربوط به نوع بازی هایی که می کردیم) فکر می کنم، می فهمم که گاهی نیاز نیست آدم گوی کریستال داشته باشد تا بفهمد سرنوشت زندگی اش کجاست و کدام است.


خبرهای کوتاه

دوشنبه 21 اسفند 1396 22:00 نویسنده: شیرین چاپ

- این نوشته کنار کارما را خیلی دوست دارم. 

- دوره ممیزی IATF 16949 هم خیلی خوب است. امروز صبح کمی نگران بودم خیلی خسته کننده باشد اما خوشبختانه اینطور نیست. همکاران صنعت اتومبیل: می دانید که ISO TS 16949 از پانزدهم سپتامبر سال جاری دیگر بی ارزش خواهد بود مگر نه؟

- یک خبر مهم دیگر: همیشه می دانستم که ایزو تی اس در رنک بالاتری نسبت به ایزو نه هزار و یک قرار دارد ولی امروز کشفی کردم که حسابی کیفورم کرد. شما وقتی مدرک ممیزی IATF 16949 را کسب کنید می توانید درخواست کنید روی مدرکتان ممیز ایزو نه هزار و یک (ورسیون 2015) را هم قید کنند. من سالها پیش در ایران سر ممیزی ایزو نه هزار و یک ورسیون دو هزار را گرفته بودم و برایم خیلی مهم است به روز کردن آن qualification. 

- به روز کردن آموزش های خود را دست کم نگیرید، در بدست آوردن یا از دست دادن فرصت های شغلی خیلی تاثیر گذارند.

- امتحان دوره عصر ِ روز آخر دوره است. خدا رحم کند!

- آخ جون فردا چهارشنبه سوری ست. جای من چقدر خالی در خانه پدری و کنار عزیزانم!


از هر دری 78

یکشنبه 20 اسفند 1396 21:55 نویسنده: شیرین چاپ

- چند هفته است همیشه آخر هفته ها بارانی ست. یعنی کسی مثل من که خشک کن ندارد باید دندان روی جگر بگذارد و لباس ها و حوله ها و ملحفه های کثیف را روی هم تلنبار کند و صبورانه چشم به آسمان بدوزد. به جایی رسیدم که دیگر زیرپوش و جوراب تمیز نداشتم. بدبختی ای داریم والله! تمام طول هفته که سر کار می رویم هوا عالیست و آخر هفته که می شود زرتی آسمان می ترکد!

-  این لحظه از آن یکشنبه شب های نایاب است که عزای برگشتن سر کار را ندارم. این هفته چهار روزش را در آموزش خواهم بود. خدا بخواهد آخر این هفته ممیز IATF 16949 خواهم بود. همکارانی که محل آموزش را می شناسند کلی تک و تعریف می کردند که چنین است و چنان و "تازه ناهار می برندتان به رستوران یوونتوس و هر از گاهی فوتبالیست ها هم هستند". واکنش رییسم؟ (ایشان از آن سینه چاک های یوونتوس است. همین را بدانید که آبونمان دائمی برای جام داخلی باشگاه ها دارد و پارسال هم در آن شب معروف در کاردیف بود!) آب از لب و لوچه اش راه افتاد و گفت باید یادش باشد پیراهن های بوفون و یکی دیگر را که یادم نیست  با خودش داشته باشد تا احیانا اگر موقعیت پیش آمد بدهد امضایش کنند.

- کلا در اینطور سینه چاک بودن برای یک تیم فوتبال چیز حقیر و خفتی هست که نمی توانم دقیقا با کلمات بیان کنم. هر قدر کسی که اینطور سینه چاک می کند بیشتر ادعای نابغه بودن و برتر بودن داشته باشد این خفت و حقارت هم بیشتر می شود. آخر ببم جان برای رفتن به استادیوم و کری های چرت و پرت خواندن و نعره کشیدن که نبوغ لازم نیست! تمام آن Ultrasهای لات و لوت در تمام کشورها، در هلند گرفته تا انگلستان و چک و ایتالیای خودمان و غیره خبره اینطور گری گوری بازیها هستند و ادعایی هم ندارند تازه.

- ایندفعه وقتی ایران بیایم باید حتما آلبوم های ابی، ستار، مهستی، هایده، حمیرا و بنان برای خودم جور کنم. موقع رانندگی حالم خیلی خوب می شود از شنیدن صدای خوب ابی و از اول تا آخرش فقط دو تا آهنگ از او دارم و اینقدر تکرارشان می کنم که فکر کنم ضبط هم از دستم به تنگ می آید. امروز برای ناهار پارمیجّانوی رنده شده کم داشتم و گفتم می پرم می روم زود می خرم و بر می گردم اما هوا طوری بود که دلم نمی آمد زود برگردم خانه. باران تندی می بارید و منهم هوس قهوه کرده بودم. وقتی اینطور هوس می کنم دیگر موکای خانگی جواب نمی دهد و حتما باید بار بروم. بعدش مدتی همینطور بی هدف در جاده های اطراف دهاتم به سمت در و دهات بالایی و پایینی رفتم و "اون دو تا مست چشات" و " به تو عادت کرده بودم" را گوش دادم و ضمنا چشم هم چرخاندم ببینم گلخانه ای باز هست یا نه. می خواهم چند تا گلدان سنبل بخرم. 

- عاشق کورت ونه گات شده ام! خیلی ماه و با نمک می نویسد.



نه کلمه زیبای ژاپنی

شنبه 19 اسفند 1396 16:57 نویسنده: شیرین چاپ

این مقاله را در صفحه Libreriamo خواندم. اشاره به نه کلمه زیبا در ژاپنی دارد که در زبان ایتالیایی - و همینطور در فارسی - وجود ندارند. با هم بخوانیم:

- Komorebi: اثر خاصی که بر اثر عبور نور از لای برگهای نازک درختان ایجاد می شود. 

- Shibumi: زیبایی که چشمگیر نیست، منظور ظرافت زیادی ست که پشت یک ظاهر معمولی و رایج پنهان است. *

- Bakku - shan: دختری که از پشت سر بسیار زیباست و از روبرو نه: زیبا تا زمانی که رودررو به او نگاه نشود.

- Aware: حس تلخ و شیرینی که کسی تجربه می کند و آگاه است به میرا بودنش، خوشی ای که محکوم است به پایان.

- Kyoikumama: مادری که شوق آموختن در مدرسه را در فرزندانش زنده می کند. 

- Age - otori: وقتی بعد از کوتاه کردن مو نا زیباتر به نظر می رسیم.

- Wabi - sabi: پذیرش چرخه طبیعی زندگی و مرگ در عین آرامش و با علم به گذرا بودن همه چیز. **

- Hanami: رسم هزار ساله ژاپنی ها در لذت بردن از زیبایی شکوفه کردن درخت ها بویژه لذت از شکوفه گیلاس. 

- Tsundoku: عادت به خرید هیجانی و غیر قابل کنترل کتاب.


* احتمالا در فارسی کلمه "ملاحت" این معنا را داشته باشد.

** بنده اساسا فاقد وابی سابی هستم!


Libreriamo 60

شنبه 19 اسفند 1396 16:43 نویسنده: شیرین چاپ

- اینکه دیوانه هستی را می دانم، اما آنقدر مهربانی در چشمهایت داری که مرا می کشی. وقتی چشم ها را می بندی مثل یک کودک معصوم می شوی. آخرین بار که تو را بوسیدم بیمارت شدم، می گویند که نمی خواهم شفا پیدا کنم. چرا باید بخواهم؟ من می خواهم با تو به جهنم بروم.

چارلز بوکوفسکی



اگر بین راه رویاهایت را گم کردی به آسمان نگاه کن. ستاره ها رویاهای دیگری به تو هدیه خواهند داد.

برای کسی که تسلیم نمی شود همیشه رویایی وجود دارد.