X
تبلیغات
رایتل

نقل از دیگران 85

جمعه 6 بهمن 1396 20:33 نویسنده: شیرین چاپ

نقل از منیرو:

ما تعاریف نادرستی برای نماینده و عشق و نویسنده داریم
-نماینده را ما انتخاب نمی کنیم تا بعد دمار از روزگارمان دربیاورد و مارا به اسیری ببرد وداروندارمان را غارت کند .مثلا رهبری که ما انتخاب می کنیم بعدها قرارنیست خرسواری کند ومارا بترساند وبه زندان بیاندازد و بکشد و یامارا مجبور کند که به قوانین ابلهانه وعهد بوقی اش تن بدهیم ...نماینده یا رهبر یا شاه یا حاکم یاهرکوفت وزهر مار دیگری برای این است که حق وحقوق مارا رعایت کند 
2-وعشق معنی اش این نیست که ما انقدرنوکری یا کنیزی بکنیم که دیگر چیزی ازمان نماند ...وقتی کسی می گوید که مارا دوست دارد یعنی حواسش باشد که ما خوب زندگی کنیم ازاده باشیم و راحت نه این که مارا دوست داردتا صبح تا غروب دراختیارش باشیم و خم وراست شویم تا مبادا خدایی نکرده خلقش تنگ شود ...کسی اگر مارا دوست دارد نمی رود برای خودش یللی تللی بخواند وبعد به ما بگوید که تو باهمه فرق میکنی من هرکاری هم بکنم نباید نگران باشی چون من تورا دوست دارم ودیگران درمقابل تو هیچ نیستند ...کسی که شما را دوست دارد هرکاری به خاطر خودش و پائین تنه اش یاعمه اش نمی کند هرکاری می کند که شما زندگی اتان خوب و خوش بگذرد ...سرتان کلاه نمی گذارد ...اون که ازشما خرسواری می گیرد کلاه بردار وشیاد است نه عاشق ...اون که به شما ظلم می کند وشمارا کنترل می کند شیاد است نه رهبر یا عاشق درست حسابی 
و
3-نویسنده هم کسی نیست که کتاب بنویسد و امضا کند بدهد شما بخوانید 
نویسنده کسی است که کتاب می نویسد و شما کتابش را می خرید و به او می دهید تا ایشان امضا کند...
این از حرفهای امشب تخم پت پتوکککککککککککککککککککککککککک