X
تبلیغات
رایتل

اینجا کسی آرمیده که ...

جمعه 22 دی 1396 20:44 نویسنده: شیرین چاپ

"اینجا کسی آرمیده که عاشق گربه ها بوده است."

مدیر تعمیرات و نگهداری شرکت ما از آن آدمهای عتیقه است که انگار عمری عقده حقارت داشته است. گاهی دلم هم برایش می سوزد چون ظاهرا بسیار هم خوش اخلاق و خوشمزه است اما عقده خود کم بینی اش ناجور توی ذوق می زند. مدیران هم رده اش چشم ندارند او را ببینند و همیشه مثل یک موجود کتک خورده و منزوی ناهارش را تنها صرف می کند. نه که تنها ناهار خوردن چیز بدی باشد، خود من قهرمان تنها ناهار خوردنم. چیزی که در مورد او توی ذوق می زند اینست که تنهایی اش انتخاب نیست.

حالا می گویید چرا؟ در یک ور عالمی که آدم ها حتی رییس شان را هم به اسم کوچک صدا می کنند و همه همدیگر را "تو" خطاب می کنند ردیف کردن عنوان و مدرک و اینها خیلی مسخره و خفت بار است. این آقا امضای آوت لوکش "دکتر مهندس" است. پیراهن هایش را از یک خیاط خاص می گیرد طوری که حروف اول نام و نام خانوادگی اش روی پیراهن دوخته شده باشند، خودکارهایش هم همینطور و الی آخر. در کل جنون به رخ کشیدن عنوان و اسم و فامیلش را دارد.

امروز خیلی اتفاقی حرف افتاد به این موضوع و به کریستین همکارم گفتم آخر وقتی که از لحظه مرگمان تا ابدیت قرار است اسم و فامیل مان روی یک سنگ نقش ببندد، چه اصراری ست که اینکار را جلو جلو شروع کنیم؟ به کجای دنیاست که عنوان من نوعی چیست یا اسم و فامیلم کدام است؟ تازه روی سنگ قبرم هم - اگر سنگ قبری در کار باشد البته، من قرارست سوزانده شوم - دوست دارم فقط همان جمله آغازین نوشته شود.


پی نوشت: دیروز خواهرم برایم مطلبی فرستاد در مورد آزمایشی که در مورد جمعیتی از گربه ها انجام شده و متوجه شدند که گربه ها بین غذا، اسباب بازی و توجه و نوازش انسان این آخری را ترجیح می دهند. حالا باز هم یک عده بی شعور بگویند گربه بی چشم و روست. بی چشم رو آدم های بی اطلاع و بی شعورند اتفاقا! می دانید ... کلا وقتی کسی به گربه سانان بد بگوید انگار به جد و آباد من توهین کرده باشد. در ضمن معمولا در این مزخرف گویی ها هم بولّیسم فراموششان نمی شود و فقط گربه را هدف قرار می دهند که کوچکترین ها از این رده است. خودشان هم خوب می دانند بگویند بالای چشم جناب شیر و ببر ابروست می آید و پاره پاره شان می کند. آدم بدگویی هم می کند کاش لااقل جربزه داشته باشد با بچه ها در نیفتد. والله به خدا!