هلو برو تو گلو

چهارشنبه 13 دی 1396 21:47 نویسنده: شیرین چاپ

یک چیزی هست که خیلی ها  به دلیل نادانی  و/یا بی شعوری نمی دانند و یا می دانند و ترجیح می دهند خودشان را به نفهمی بزنند و آن اینست که هر چیزی، هر خواسته ای، هر مطلوبی هزینه ای دارد. از یک آدامس گرفته تا یک لباس، تا یک اتومبیل ... تا شناس بودن، همه هزینه دارد. از همان کم و ناچیز ِ قیمت آدامس بگیرید تا هزینه و مسئولیت بالای شناس بودن.

روی شبکه های اجتماعی جماعتی آدم های بسیار معمولی هستند که به شکل غم انگیزی معمولی، روزمره و پیش پا افتاده هستند. عین همان " ordinary" ای که خانم دکتر گری فحش مانند به دخترش می گفت. به ضرب و زور عکس های ژانگولر، استاتوس های بند تمبانی و البته با همیاری جمعی فالوئر فروتر و پیش پا افتاده تر، به شهرتی مجازی رسیده اند و در چنین روزهای حساسی که هر آدم شناسی موظف است موضع خودش را مشخص کند وا مانده اند و به شکل رقت باری پیش پا افتادگی و تهی بودنشان نمایان شده است.

ببم جان، نمی شود خودت را خیر سرت سلبریتی بنامی و فرض کنی و در روزهایی که مردم در خروش هستند بجای اعلام موضع استاتوس های بند تمبانی و تخمی منتشر کنی! سخیف بودن و بلاهت هم حدی دارد آخر. اینطور تحفه هایی اگر اندکی بیشتر شعور و اندکی کمتر شهوت نمایش دادن داشته باشند، لااقل درک می کنند که اگر شهامت و جرات اعلام موضع ندارند، برای مدتی سکوت کنند بهتر است. 

صد البته انتشار مزخرفات و چرت و پرت آزاد است و همه هم در انجامش آزادند، ولی دیگران هم آزادند به چنین بی شعورهایی بگویند: خیلی بی شعوری!