X
تبلیغات
رایتل

از هر دری 68

یکشنبه 30 مهر 1396 20:03 نویسنده: شیرین چاپ
- دچار خاک بر سری خشکسالی شده ایم! اکتبر 2017 بعنوان خشک ترین اکتبر تاریخ ثبت خواهد شد. شهرها زیر پتوی سنگین دود در حال خفه شدن هستند و اگر باد شدید امروز نبود وضع خرابتر از اینهم میشد. باد تند و مزخرفی در حال وزیدن است ولی از باران های شدید و طولانی مخصوص این حوالی خبری نیست. مثل آن دو تا کلاغ های یک کارتون قدیمی که از باران ناراحت بودند و بعد دچار خشکی شدند احساس پشیمانی و ناراحتی می کنم. بنده خیلی هم شکر بخورم از این به بعد از هفته های طولانی بارانی شکایت کنم. دوست ندارم در جایی شبیه به عربستان سعودی زندگی کنم.
-روزهای شنبه مخصوص انجام کارهای اداری عقب افتاده و خرید و دیدن دوستان و ... است و روزهای یکشنبه مخصوص گردش های یکروزه در کوهستان و در غیر اینصورت تمام وقت با پیژامه در خانه به تنبلی وقت گذراندن. هر دو شق را برای روزهای یکشنبه می پسندم! اصلا دو روز دوری از محل کار لازم است. نیاز هم ندارم تفریح خاص و آنچنانی ای داشته باشم. همینکه بدو بدو نمی کنم، استرس ندارم، هر پنج دقیقه به ساعتم نگاه نمی کنم و با ای میل های مشتری ها و تامین کننده ها و همکاران بمباران نمی شوم خودش کلی استراحت و ریلکس به همراه دارد. به همه اینها اضافه کنید فاکتور مجبور نبودن به تحمل رفتار و ریخت مزخرف بعضی ها! خدا مرا ببخشد ... ولی بعضی ها واقعا تحملشان آدم را خسته می کند و انرژی بر است.
- دستور کیک های ییملی لر را خیلی دوست دارم. امروز نان موزش را امتحان کردم و خوب بود. اما در کل برای ذائقه من زیادی امریکایی بود! تازه من داخل نان تکه های شکلات را نریختم و روی نان را هم گردو و شکلات مایع نریختم. برای من "ذائقه امریکایی" یعنی زیاده روی در تعداد مواد اولیه هر چیز که باعث می شود محصول کار به قول قزوینی ها" تَپَه تِخمَه" شود!! بابام جان آدم می خواهد غذا بخورد و از طعمش لذت ببرد. قصد خودکشی و خفه خون گرفتن که نداریم. فکر کنم همان نان شیرمال را بیشتر دوست دارم.
-  نزدیک یکساله شدنم در این شرکت هستم. مدت خیلی کمی ست و در همین مدت کم دو تا مدیر شرکت، سه تا مدیر منابع انسانی و چهار مدیر کیفیت شناخته ام و باهاشان کار کرده ام. لامصب ثبات که می گویند یعنی همین! بواقع بیش از دو ماه بدون مدیر کیفیت کار کردیم و در موقع لزوم مستقیم به مدیر شرکت رجوع کردیم که بصورت صوری و Ad Interim نقش مدیر کیفیت را ایفا کرد. تعجب می کنید ولی با وجود فشار زیاد کار حالم بهتر بود نسبت به زمانی که آن مدیر قبلی حضور داشت و دق مرگم می کرد. رییس جدیدم هفته گذشته آمد و بنظرم بد نیست. 
- خیلی خوبست آدم موقعی دنبال عوض کردن محل کار بگردد که در تنگنا نیست. می تواند انتخابی عمل کرده و فقط به صرف فرار از شرایط ناخوشایند خودش را مجبور به قبول کار و محیط دیگر نکند. اینروزها زیاد مصاحبه و تماس تلفنی دارم. یک وقتهایی هم بدون اینکه به خودم زحمت ارسال رزومه بدهم، head hunter ها روی لینکداین برایم پیغام می فرستند و رزومه می خواهند. آدم اعتماد به نفسش بالا می رود و این خیلی خوبست. باید لینکداین را جدی گرفت. 

بعد نوشت: همانطور که امیدوار بودم یک خواننده احتمالا قزوینی یا قزوینی شناس از راه رسید و اصطلاح درست را برایم نوشت. ممنون از شما:
"تپه تخرتمه درسته! باید هم با تشدید روی پ ادا بشه"