نقل از دیگران 79

چهارشنبه 26 مهر 1396 21:23 نویسنده: شیرین چاپ

مهشید راستی می نویسد: 


حضرت آقا از خودش استاتوس در ورکرده . و البته این استاتوس را چندین و چند زن هم لایک زدند و برایش صد آفرین گفتند . شیوه ی خوبی نیست برای این که بگویید با زنان دیگر متفاوتید . تفاوت در لایک زدن اظهار لهیه های مردان سنتی نیست. نگاه این مرد به زن و مرد و رابطه نگاهی عقب افتاده و جهان سومی است . و مسلمن بیشتر از یک رابطه ی عقب افتاده و جهان سومی هم گیرش نمی آید . این حرفها به نهایت نک و نال مردانی است که نمیدانند رابطه چیست و از رابطه چه می خواهند. وقتی دنبال زنی می روی که به هیکلش می نازد و تن و هیکل را نمایش می دهد ـ و صد البته برای همان هم نباید آزار ببیند ـ بعد می نویسی که چه حرفی بجز هیکلش برای گفتن دارد ، خودت هم حرفی برای گفتن نداری بجز این که آب لب و لوچه ات را جمع کنی ....
برایش کامنت بلند و بالایی نوشتم. برای او و برای تمام مردانی که از این لهیه ها سر می دهند : 
۱ـ دخترها از آزاری که از پسرها دیده اند نمی نویسند. از اذیت و آزار جنسی که از مردان به ایشان تحمیل شده است می نویسند. از آزار خیابانی . از آزار در کلاس درس . از آزار در محیط کار ، از آزار توسط پارتنرشان . این با نوشتن از آزار از دست پسرها متفاوت است.
در استکهلم زنانی که زیر همین هشتگ از مردی که در یکی از روزنامه های بزرگ سوئد ایشان را در محل کار آزار جنسی میداده نوشتند و همین امروز این روزنامه این شکایت ها را مورد تعقیب قرار داد. حالا تو هی بیا و بنویس : من باور می کنم که تو پول میز را با اصرار تا دفعه ی چهارم دادی و اون نداده . 
۱.۵ ـ این هشتگ را تمام زنان در تمام دنیا می زده اند . و در مورد آزار جنسی که از مردان در کوچه و خیابان و در مدرسه و محیط کار و در خانه و محیط خانواده می بینند می نویسند .
اما شما همه را گذاشتی و آهنگ : زن ایرونی تکه ، خوشگل و بانمکه سر دادی .
این جهان وطنی تان ما را کشته ....
۲ـ جامعه ی سنتی ایرانی در ایران یا خارج از ایران زنان و مردان را متناسب با همدیگر پرورش می دهد . مردی که به دنبال « زن ضعیف قربانی » می گردد زن ضعیف قربانی را پیدا می کند و زنی که مردی ماچو و « خرج کن » می خواهد همان را پیدا می کند. این یکی شنل قربانی به دوش دارد و دنبال یکی میگردد که در رستوران پول غذایش را بدهد و آن یکی برایش تایین می کند که چه بپوشد و چگونه باشد این دو با هم متناسب هستند . من چیزی بیشتر از این از هیچ کدامشان توقع ندارم.
شما با اخلاق و رفتار این چنین توقع ندارید که سیمون دو بوار همنشینتان باشد ؟ دارید ؟
اما باز هم .... ایهلاناس این هشتگ در مورد خشونت خانگی نیست . در مورد آزار جنسی است. چند بار بگم ؟
۳ ـ دختری که پسری رو به شکل حساب بانکی می بینه ... اوکی . قبول دارم . خیلی از دخترها پسرها را به این شکل می بینند . البته اون پسرها هم این رل را قبول می کنند . اما اون پسر اون دختر رو به چه شکلی می بینه ؟‌مادام کوری ؟ نه خیر . اون پسر دنبال دختری است که عمدتن از دوست دختر اون یکی پسره خوشگلتر باشه و خوش هیکل تر باشه تا بتونه پزش را بده . اینجا داره یک معامله می شه . پسر حساب بانکی است و دختر بدنش را به او می فروشد. اگر نمی خواهید حساب بانکی باشید دنبال دخترانی نروید که بدنشان را می فروشند. مرض دارید می رید دنبال این دخترا و بعد میایید و آه و ناله سر می دهید که آی این دختره من رو به چشم حساب بانکی نگاه می کرده . تو به اون به چه چشمی نگاه می کردی ؟ مادر ترزا ؟‌
با زنی سوئدی دوست بودم که با چند مرد ایرانی رابطه داشت . اوایل می گفت خیلی خوبند و هیچ وقت نگذاشتند دنگ خودش را در رستوران بدهد . و اصرار می کردند که پول میز پای آنهاست. البته کلن دیگر رابطه با مردان ایرانی را کنار گذاشته بود چون می گفت به ازای پولی که می دهند فکر می کنند مالک او هم هستند .
راستی این مردان چرا پول میز این زن سوئدی را - که کلن عادت دارند زنهای سوئدی که دنگ خودشان را بدهند ـ پرداخت می کردند ؟ مرض دارند ؟ یا شاید چیزی بیشتر از همان پول ندارند که در این رابطه نثار کنند ؟ ها ؟ اینطور است ؟ چرا پول می دهند که بعد بیایند و در فیس بوک بنویسند آی ما پول میز می دیم ؟ خوب ندید . مجبور که نیستید. کسی که هفت تیر نگذاشته رو پیشانی تان و بگوید پول بده وگرنه تق ...
من دنگ غذای خودم را همیشه می دهم. یعنی پول میز را همیشه نصف می کنیم . اما هیچ وقت حاضر نیستم پول میز را هم بدهم . دنگ خودم را پرداخت می کنم و اگر دیدم آدمی است که بخواهد از من سوئ استفاده کند همین یک بار را هم زیادی می بینم و به دفعه ی دوم نمی رسد. شما تا دفعه ی چهارم صبر می کنید ؟ چرا ؟ مرض دارید ؟ دنبال چی هستید ؟
۴ ـ دختری که ناز می کنه : چرا دوباره و دوباره می پرسید ؟ می بینید ناز می کنه . چرا مثل سگ دنبالش می دوید ؟ مرض دارید ؟
۵ ـ دختری که تنها کیفیتش تن اوست ... اگر این دختر ، دختر انتخابی شماست که شما همان کیفیت را هم ندارید . شما دنبال دختری می گردید که ناز می کنه و تنها کیفیتش تن اوست و لباس باز می پوشه بعد خودت کی هستی ؟ نوام چامسکی ؟ خوب نه . تو هم یک مرد بی مغز هستی که دنبال زن بی مغز تر از خودش می گردد ؟ انشاء الله به پای هم پیر بشید.
اگر دنبال زنی چنین می گردی ... خودت هم چنین هستی و چنان نیستی. این قدر ننه من غریبم بازی برای چیست آخر ؟


Arash Kamangir

دخترها دارن زیر هشتگ #MeToo از آزاری که از پسرها دیده‌ان حرف می‌زنن، که باید هم بزنن، و درکنارش تک و توک پسرهایی هم جرات کرده‌ان و می‌گن "ما هم آزار دیده‌ایم"، و راست هم می‌گن. تصور می‌کنم کمتر پسری هست که تجربه نکرده باشه که دختر ایرانی، هر قدر هم در ظاهر مدرن، بلده برگرده به قالب "زن ضعیف قربانی" و سوار موج جامعه‌ی هم‌چنان سنتی ایرانی، چه در ایران و چه در کانادا، بشه و هزینه‌های سنگین اجتماعی به "عزیز دل" و "همه‌ی زندگی" سابق وارد کنه. روی آینه‌ی اتاق خوابم جمله‌‌ی عاشقانه‌ای رو که با رژ لب نوشته شده حفظ کرده‌ام، که یادم نره که نویسنده دو هفته بعد تمام توانش رو به کار گرفت که "آبروم رو ببره".
شک ندارم که دختران خیلی بیشتر و خیلی سنگین‌تر از پسران هزینه می‌دن، و سوال اساسی این‌ه که چرا این اتفاق می‌افته، و اینجاست که تقلیل اتفاق به مجرم دانستن مردها کار ساده، و به‌زعم من بی‌حاصلی‌ه. به‌نظرم معضل اصلی فرهنگ عمیقا بیمار ایرانی‌ه، که در زمینه‌های متعددی بشدت مریض‌ه، و بخصوص در روابط رومانتیک/اروتیک از اساس مفلوک‌ه. تا زمانی که به زن در فرهنگ ایرانی نگاه کالایی وجود داره، و حتی زن‌ها هم از فواید این نگاه سود می‌برند، تخطئه‌ی مردها که چرا از نگاه کالایی سود می‌برند، کار غیرقابل دفاعی‌ه. بطرز خاص، به‌نظر من، دختری که رفتارهایی از جنس پایین رو انجام می‌ده، چندان حق نداره اعتراضی درقبال تعرض مردانه داشته باشه:

۱- دختری که پسر رو به‌شکل حساب بانکی می‌بینه: آیا هم‌چنان در date چهارم هم پسر میز رو حساب کرده؟
۲- دختری که ناز می‌کنه: آیا به‌جای جواب واضح به یک ask-out، پسری که به شما علاقه‌ای پیدا کرده رو در ابهام قرار می‌دید؟
۳- دختری که تنها کیفیتش تن اوست: آیا جز لباس بازی که پوشیدید، حرفی برای گفتن ندارید؟

بوضوح هیچ پسری *حق* نداره به هیچ دختری، فارغ از رفتار اون دختر، تعرض کنه. مستقل از این نکته‌ی کاملا واضح، حداقل برای من، آدم‌ها زمانی بخشی از مشکل هستند، و زمانی بخشی از راه حل. به زعم من، رفتارهای معمول دختر ایرانی، بخشی از مشکل هستند. واضح می‌بینم، و هم‌چنان اضافه می‌کنم که رفتارهای معمول پسر ایرانی هم بخشی از مشکل هستند.


 پی نوشت: اگر مهشید راستی دم دستتان بود از قول من پیشانی اش را ببوسید.

همه متن یک طرف آن " بعد خودت کی هستی؟ نوام چامسکی؟ " یک طرف!