X
تبلیغات
رایتل

نقل از دیگران 78

یکشنبه 23 مهر 1396 13:45 نویسنده: شیرین چاپ

در یک مطلب طنز که از شراگیم می خواندم - در مورد توطئه(!) طرح 2030 یونسکو - به دو مقاله زیر رسیدم. گفتم ممکن است برای شما هم جالب باشد.

- قبلا هم در مورد معدود ماماهای مرد شنیده و خوانده بودم. دوست ندارم مشاغل اتیکت جنسیتی داشته باشند. هیچکس نمی تواند بگوید یک زن نمی تواند راننده اتوبوس یا کامیون خوبی باشد و یا مردی نمی تواند یک مامای ماهر و دلسوز باشد. دنیای مطلوب من آنجایی ست که درش به انسان ها واقعا به چشم انسان نگاه شود و نه یک عضو جنسی متحرک. اینجا 

- کم نیستند کسانی که معنای جامع و گسترده آزار جنسی را نمی دانند. مردها عموما تجربه کمتر و متعاقبا درک کمتری در مورد این مقوله دارند. کسی که سنگینی نگاه ها و جملات نیشدار را تجربه نکرده باشد به سختی می تواند این موضوع را درک کند. دقیقا همانطور که هیچ سفیدپوستی نمی تواند درک کند گاهی چقدر نژادپرستی ای که رنگین پوستان متحمل می شوند می تواند پنهان و مخفی باشد. اینجا 

- موضوع حجاب اجباری را هرگز نمی توان کم اهمیت و یا سری بی از لحاظ اهمیت بین سایر مسائل تلقی کرد. حجاب اجباری سلب اختیار از نیمی از افراد جامعه است و نفی شعور آنها و آزادی شان. آزادی انتخاب لباس الزاما به معنای تمایل به لخت شدن نیست! این لمپنیسم رایج در پاسخ به این بحث فقط نشاندهنده سطح شعور گویندگانش است و روش تهاجمی ای که لات های محله بکار می برند و می خواهند با عربده کشی و فحاشی امکان گفتگو و بحث را از بین ببرند. به ادامه مطلب مراجعه کنید. 



نقل از مسعود سلطانی:
خمینی در ۸ تیر ۱۳۵۹ از باقی ماندن نشانه‌های رژیم شاهنشاهی برآشفت و گفت اگر این نشانه‌ها تا ده روز محو نشود، می‌گوید با آنان که اهمال می‌کنند آن کنند که با شاه کردند. وی از تذکره‌ها و سربرگ با آرم شاهنشاهی می‌گوید و حرفی از حجاب نمی‌زند. اما روزهای بعد همه برای محو آزادی پوشش بسیج می‌شوند. ری‌شهری ورود زنان بی‌حجاب به سازمان‌های نظامی را ممنوع می‌کند. رجایی، وزیر آموزش و پرورش، زنان معلم را مجبور به حجاب می‌کند. مهدوی کنی، وزیر کشور، بر جلوگیری از ورود زنان کارمند بی‌حجاب به ادارات تاکید می‌کند. شورای انقلاب این ممنوعیت را مادامی که مجلس آن را رد نکند به قانون بدل می‌کند. منتظری از ضرورت شرعی این تحمیل می‌گوید. اولین بند گزارش نماینده دادستان از سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی حضور زنان بدون حجاب مناسب است. اشراقی از اخراج زنان بی‌حجاب و زنان معترض در بانک مرکزی خبر می‌دهد. رفسنجانی می‌خواهد که این تحمیل آرام و بی‌سروصدا صورت بگیرد هر چند حق حکومت است که بخواهد در محیط کارش زنان چه بپوشند. شورای خلیفه‌گری ارامنه می‌گوید زنان ارمنی با حجاب به سر کار می‌روند. دایره منکرات همزمان با شروع رمضان و فصل گرما دایره تحمیل را به خواهران غیراداری می‌کشاند و تهدید به مجازات را هم چاشنی آن می‌کند. قدوسیِ دادستان کشور حکم قطع حقوق و مزایای زنان بی‌حجاب را صادر می‌کند. میناچی وزیر ارشاد می‌گوید مگر ما چه خواسته‌ایم که این همه سروصدا می‌کنید، باید به حرف رهبری که شما را نجات داده است گوش کنید. زهرا رهنورد از ریشه‌های استعماری کشف حجاب نوشت. ابراهیم یزدی بی‌حجابی را غربزدگی می‌خواند و صادق زیباکلام نیز حجاب را به هویت ملی پیوند می‌زند و آن را مثل ساری هندی و یونیفورم چینی می‌داند و می‌گوید اعتقاد به دموکراسی ایجاب می‌کند که رای اکثریت را که می‌خواهند حجاب را تحمیل کنند، بپذیریم. در روزهای پایانی تیر جامعه اسلامی زنان کارمند سمینار حقوق زن در اسلام را برگزار می‌کند و در اولین روز سمینار اعلام موجودیت می‌کند و موسوی گرمارودی پیام بنی‌صدر را برای سمینارِ گروهی همان‌روز اعلام موجودیت‌کرده می‌خواند که به زنان شهیدی که حجاب‌شان کفن‌شان بود، سلام می‌کند. از سخنرانی هشتم تیر خمینی، هر روز تیر، پر از تحمیل حجاب است، هر روز بخشنامه و تهدید و اخراج. فقط ۴۳ پرستار در مسجد سلیمان به دلیل عدم رعایت حجاب اخراج می‌شوند. نمازی، وزیر اقتصاد در ۲ مرداد ۱۳۵۹ بخشنامه‌ای برای پوشش زنان و مردان صادر می‌کند که در آن از رنگ و بلندی و نحوه گره زدن و تا کجا بودن روسری می‌گوید. بخشنامه‌ای که برای همه آشناست و در این چهل سال، صدها هزار برگ صرف ابلاغ آن شده است. 
بر خلاف اسفند ۱۳۵۷ که زنان تظاهرات اعتراضی گسترده‌ای می‌کنند، این بار اعتراض‌ها در نطفه خفه می‌شود. وزارت کشور و کمیته مرکزی هر گونه تجمع اعتراضی زنان به این تحمیل را ممنوع می‌کند. کیهان از دستگیری ۸ نفر که می‌خواهند با وجود این ممنوعیت برای تجمع اعتراضی سازماندهی کنند، خبر می‌دهد.
تنها شیوه اعتراضی زنان پوشیدن لباس سیاه است. روزهای سیاه اعتراض به حجاب اجباری تحمل نمی‌شود و زنان سیاه‌پوش، همراه با زنان بی‌حجاب اخراج می‌شوند. کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ به کار می‌آید تا کودتای نافرجام اسفند ۱۳۵۷ علیه زنان این بار پیروز شود و وقتی در سال ۱۳۶۲ قانون مجازات بی‌حجابی تصویب می‌شود، قربانیانش زنان باحجابی هستند که بدحجاب دانسته می‌شوند.