X
تبلیغات
رایتل

فقط خودم می توانم داستان زندگی ام را بنویسم

شنبه 27 خرداد 1396 07:36 نویسنده: شیرین چاپ

وقتی سوژه کسی مثل اریانا باشد قطعا هیچکس دیگری نمی تواند در موردش بنویسد. آنقدر داستان سرایی، سوتفاهم، شیدایی، تنفر و ... حول و حوش این اسم هست که به سختی بشود به روایت کس دیگری اعتماد کرد و این زن باهوش و حساس چقدر خوب آنرا می دانست. کتاب بواقع با فصلی به اسم " به اسطوره ها اعتقاد ندارم" شروع می شود و  در همین فصل گوشزد می کند که او حتی به اسطوره ای که از خود او ساخته اند هم اعتقاد ندارد!

خیلی دوستش دارم. درستش همین است که آدم دوستدارانی داشته باشد که بسیار دوستش دارند و کسانی که عمیقا تحملش نمی کنند! آدم های صریح و رک همینطورند. کسانی که آنچه را که فکر می کنند به زبان می آورند و به فکر راضی کردن همه نیستند همینطورند. کنار گذاشتن تعارف و ریا و چاپلوسی قیمتش همین است و در زندگی هر روزه هم جزو معیارهایم برای خودم و برای ارزیابی دیگران است. آنها که محبوب خاص و عام اند را همیشه با تردید نگاه می کنم و تا جایی که می شود ازشان فاصله می گیرم.

نشری که دارم میخوانم مال کورّیه ره دلّا سرا ست. همان زنجیره ای که از پاییز سال قبل تا بهار امسال هر هفته یکی یکی منتشر میشد.



خیلی خوب این کتاب را توصیف کرده است: پرتره ای از یک زن ناراحت.

(توضیح: در فارسی نمی شناسم کلمه ای که بازگوی معنای دقیق autoritratto باشد. این کلمه به معنای تصویر و پرتره ای ست که کسی از چهره خودش می کشد. مثل آنی که ون گوگ یا  مونه و خیلی نقاشان دیگر از خودشان کشیده اند. بگذاریم به حساب غنای زبان های لاتین و فقر باقی زبانها! یک توضیح هم در مورد کلمه scomoda: این کلمه یعنی ناراحت ولی نه که اریانا ناراحت باشد! منظور اینست که حضورش و وجودش برای دیگران ناراحت است. تصور کنید آنها که هم و غمشان خوش آمد دیگران است چقدر خوشایند هستند و آنها که برعکس اند حضورشان چقدر می تواند ناراحت باشد. اشاره به این مفهوم است خلاصه.)


یک توضیح هم در مورد کتابی که هفته قبل می خواندم و در موردش حرف زدم " هنر دویدن" ِ موراکامی. یک دوست نادیده و فرهیخته  (میله بدون پرچم) خاطرنشان کرد که ترجمه فارسی این کتاب با عنوان اصلی ژاپنی اش موجود است: از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم.

با اینحال توصیه می کنم نسخه انگلیسی یا فرانسوی، ایتالیایی، آلمانی ... خلاصه نسخه ای را به زبان دوم/سوم تان بخوانید. ترجمه های فارسی گریه آورند و خفت بار! یا لااقل از سایت هایی کتاب را تهیه کنید که می دانید از تیغ ارشاد نگذرانده اند متن را.


بعد نوشت: دوست عزیزی خاطر نشان کرد که مترادف مناسب آن کلمه، خودنگاره است. ممنون. و باز هم ممنون بابت ارسال عکس پیشی زیبا و ملوستان! از قول من هم ببوسید و بغلش کنید!