X
تبلیغات
رایتل

نقل از دیگران 69

جمعه 8 اردیبهشت 1396 22:38 نویسنده: شیرین چاپ

 نقل از صفحه مهشید راستی:

از ایران آمده بودند . و بعد از هفت ماه زندگی در سوئد ، بینا توسط شوهرش کشته شد. چرا که نمی خواست با حجاب زندگی کند . 

اگر مایل به خواندن متن هستید. با گوگل ترجمه کنید. اینجا


یکی از قول های انتخاباتی روحانی این است که تمام زنان بچه داری که از اروپا برای دیدن خانواده و استفاده از آب و هوای خوب تهران به این شهر و دیگر شهرهای خوش آب و هوا سفر می کنند بیشتر از چهار سال حکم زندان ندهند !

برید به روحانی رای بدهید وگرنه می دیم رییسی همه تون رو بخوره ها !


وظیفه ی والدین نگهداری از کودکانشان و آموزش اصول شهروندی و انسانیت و راهنمایی و سرپرستی آنهاست که بتوانند شهروندان خوب و مفیدی برای اجتماع خود باشند. 

در بعضی از موارد هم این وظیفه به عهده ی یکی از والدین می افتد . و دیگری از این بار شانه خالی می کند که آن یکی که می ماند باید جور او را هم به دوش بکشد تا این کودک عزیز از آب و گل در آید ، آموزش هایی را که مایل است بگیرد و به آنجایی که مایل است برسد. 
در این میانه هنری است که پدر و مادر خود زندگی اجتماعی را با زندگی خانوادگی تلفیق و متعادل کنند و به قول ما ایرانی ها « خود را فدای بچه ها نکنند». شغل و مشغله و سرگرمی های خود را داشته باشند . تلاش کنند و درآمد مناسبی داشته باشند تا نیازمند کمک نباشند و به نیروهای پاسیو اجتماعی تبدیل نشوند و شهروندان مفید و موثری باشند. 
پدر و مادری که فکر می کنند حتمن یکی از آنها باید در خانه بماند تا از بچه - تا به سن قانونی برسد - نگهداری کنند و حتمن باید همیشه برای فرزندانشان نقش بولدوزر را بازی کنند تا آنها به جایی برسند، همان اندیشه ی روستایی جهان سومی را به یدک می کشند . اینها از زندگی خودشان مایه می گذارند - شاید تنها به این دلیل که راه دیگری را برای زندگی نمی شناسند و بلد نیستند خوب زندگی کنند - تا فرزندشان زندگی خوبی را که خودشان ندارند داشته باشد و بتوانند به او افتخار کنند .و با این تلاش های مبالغه آمیز در بهترین شرایط بار دینی را به دوش فرزندشان می گذارند که همیشه نگران آنها باشند و خود را موظف بداند در بزرگسالی از آنها حمایت - مالی و معنوی - کند و فداکاری های آنها - که در اصل وظایفی بود که در انجام آن اغراق کرده اند - جبران کند . این بچه ها در بزرگسالی شخصیتی بدهکار/ طلبکار - این دو خصوصیت عمدتن با هم در شخصیت افراد شکل می گیرد- دارند در مقابل پدر و مادری که همیشه قربانی بوده اند و شاید در دیگر روابط شخصی شان هم . 
یعنی در اصل این والدین همان کاری را می کنند که در تفکر روستایی وجود دارد. بچه ها را به جایی می رسانند تا عصای پیری آنها باشند . 
این نگاه را در ایران دیده ام و در اینجا هم در میان نسل اول مهاجران بسیار می بینم . 

نگاهی به دور و برمان بکنیم . در این اروپا اکثر خانواده های اروپایی فرزندانی دارند که شهروندانی خوب و تحصیل کرده هستند . بدون این که پدر و مادر از زندگی اجتماعی و شغلی خود محروم شده باشند و فرزندانشان تنها مورد افتخار این پدر و مادر باشند و بدون این که فرزندان در بزرگسالی بار آنها را به دوش بکشند . از روستاهای خود یک بار برای همیشه کوچ کنیم و زندگی کردن را یاد بگیریم !