Libreriamo 50

سه‌شنبه 30 آذر 1395 20:03 نویسنده: شیرین چاپ
خوشبختی به این معنا نیست که همه چیز عالی و بی عیب و نقص است،
معنی اش اینست که تصمیم گرفته ای ورای نقائص را ببینی.
Louise Hay

پی نوشت 1. یک روزگاری، خیلی سال پیش، همکاری که عادت داشت گنده تر از سن و سالش حرف بزند از من سئوال کرد خانم الف شما نهایت آرزو و خواسته تان چیست؟
گفتم امیدوارم روزی بتوانم آرامش داشته باشم و با خودم و دنیا در صلح و صفا باشم.
با نگاه عاقل اندر سفیهی نگاهم کرد و گفت عجب ... فکر می کردم آدمی مثل شما خواسته مهم تری داشته باشد.
اینرا گفت و من فهمیدم که هیچ چیز نفهمیده است! 
پی نوشت 2. یکی از بهترین تعریفاتی که هر از گاهی از دیگران در مورد خودم دریافت می کنم در اشاره به آرامشی ست که در چهره، صدا و رفتارم می بینند. یعنی واقعا موفق شده ام؟!!

برف امروز و روی رمانتیک تورینو

دوشنبه 29 آذر 1395 21:50 نویسنده: شیرین چاپ


عکس از Andrea Cherchi


Honey ...

دوشنبه 29 آذر 1395 21:03 نویسنده: شیرین چاپ

کار سخت و معاشرت دلپسند با آن متخصص که قبلا در موردش نوشته بودم همچنان ادامه دارد تا چهارشنبه صبح که بر می گردد امریکای شمالی. مهربانی و نرمی خلق این آدم واقعا حد و مرزی ندارد و آدم را طوری شیفته می کند که لرزش دستهای پیرش موقع کار کردن و لرزش چانه اش موقع حرف زدن دیگر به چشم نمی آیند.

امروز وقتی داشتیم کنترل پلن ِ فرایند را با هم نگاه می کردیم و در مورد اصلاحش بحث می کردیم تلفنش زنگ خورد و من به تصور اینکه از طرف یک همکار باشد از جایم تکان نخوردم تا صحبتش تمام شود و کار را ادامه بدهیم. اما ناگهان توجه کردم که از تلفن یک صدای زنانه می آید که می پرسد چکار می کنی؟ و او به نرمی و دلربایی گفت:

Honey, I'm listening to you! 

فورا از جایم بلند شدم و رفتم به منتها الیه دیگر آزمایشگاه و در آن حال با خودم فکر کردم آدم همه ناراحتی ها، دلگیری ها و حتی عصبانیت ها را هم توی دلش داشته باشد از شنیدن این جمله شیرین و آن لحن مهربان و پر از عطوفت قلبش عین برفِ زیر آفتاب، ذوب می شود!


امروز روز خوبی ست برای نجات دادن یک زندگی!

یکشنبه 28 آذر 1395 17:01 نویسنده: شیرین چاپ

یک جایی دیدم که نوشته بود:

هر وقت خیلی احساس خوش تیپی بهت دست داد، یادت بیاید که در دنیا پاتریک دمپسی هم وجود دارد!



حواستان به آنها که پا را لای در می گذارند باشد!

یکشنبه 28 آذر 1395 12:55 نویسنده: شیرین چاپ

- این مطلب خوب را در سایت مدیران ایران خواندم:  پای خود را لای در بگذارید

یاد موضوعی افتادم که سالها مشکل خود من بود و ممکن است بعضی از شما هم درگیرش باشید. مودب بودن و مهربان بودن در قبال دیگران به معنای این نیست که باید همیشه خوشایند آنها و طبق نیازهای آنها رفتار کنیم. می شود در عین مهربانی و مبادی آداب بودن، نیازهای خود را در اولویت قرار بدهیم. خواسته های دیگران چه در دوستی و چه در تماس های تلفنی بازاریابی و  ... همه محترمند. باید با مهربانی و ادب به آنها گوش داد ولی با عقل خود تصمیم گرفت. اگر مورد توجه شخصی ماست که هیچ، اگر نه یک نه محترمانه به هیچ جای دنیا بر نمی خورد و کسی هم نمی میرد!

- این مطلب خانم شین را خیلی دوست داشتم. توی مملکتی که شلاق زدن، دار زدن و توی شهر گرداندن متهمان جزو دیدنی هاست، توی مملکتی که تلویزیون رسمی اش بعنوان سرگرمی حاضران در برنامه را به مسخره می گیرد، باید هم مهرورزی بد و ناشایست تلقی شود! واقعا از خودمان سئوال کرده ایم که چرا در ذهنیت عمومی مردم ما نواختن و کشتن باید عمومی باشد و در آغوش گرفتن و بوسیدن در خفا؟

حالا هی بگوییم همه چیز تقصیر ملاهاست و استعمارگران، یعنی مغز مردم خودمان خیلی کارش درست است دیگر؟!