چهره های آهنین

یکشنبه 31 مرداد 1395 16:10 نویسنده: شیرین چاپ


امروز و امشب پرده نمایش پایین آمده و المپیک 2016 هم به خاطرات می پیوندد. خیلی کم دنبالش کردم اما هفته قبل نتوانستم از دیدن فینال شیرجه خانم ها بگذرم. می خواستم ببینم "تانیا کنیوتّو" به چه مقامی می رسد و چطور با زندگی حرفه ای ورزشی اش خداحافظی خواهد کرد. سوم شد و  صورت قشنگ و درخشانش با آن خنده های گل و گشاد و ابراز احساسات و رضایت از مدالش خوشحالی را از خلال صفحه تلویزیون هم سرایت می داد. نفر اول و دوم هر دو چینی بودند و صورت هایشان یکی بیش از دیگری مربای آلو! انگار قرار باشد در یک مراسم تشییع جنازه شرکت کنند و نه در مراسم اهدای مدال المپیک!

خیلی غم انگیز است  اینهمه خودداری از بروز احساسات و اینهمه تلاش در سرکوب احساسات. فرهنگ خود ما هم اتفاقا همینطور است و حسابی توی ذوق می زند مخصوصا وقتی در افتتاحیه بازیها صف ورزشکاران همه کشورها را می بینیم که خوش و خرم و آوازخوان رد می شوند به دوربین دست تکان می دهند و بوسه می فرستند و ... ورزشکاران ما هم با اخم و تخم و با حرکات مناسب یک رژه نظامی رد می شوند و آنقدر "وقار" دارند و ابهت که نگو! 

در آن مراسم اهدای مدال برای پرش 3 متر تنها اتفاقی که باعث شد کمی فضا تلطیف شود و عبوسی شیرجه زنان چینی رقیق شود، پیشنهاد ازدواجی بود که بطور مستقیم در جلوی چشم تمام مردم دنیا انجام شد. پسر جوانی که خود از اعضای تیم شیرجه چین است از ورزشکاری که مقام دوم را در پرش سه متر زنان اورده بود (He  Zi) تقاضای ازدواج کرد. جلویش زانو زد و انگشتر نامزدی را به او تقدیم کرد. 


هنوز هم فکرم متوجه این تعریف غم انگیز فرهنگ های ما از "وقار" است. داشتن وقار بنظرم یک چیز است، عبوسی و سرکوب احساسات از ترس قضاوت شدن یک چیز دیگر. خدایی سلامت احساسی ، روانی و درونی درست و حسابی نداریم ما ملت های مشرق زمین!


درباره نان

شنبه 30 مرداد 1395 14:39 نویسنده: شیرین چاپ

- یکی از خوش ترین و دلنوازترین عطرهای دنیا، عطر نان تازه است. همیشه از باز کردن کمدی که درش پاکت نان را می گذارم غرق لذت می شوم. بوی بهشت می دهد.

- دیده اید فرانسوی ها خیلی هایشان چه مدلی نان می خرند؟ اول صبح می روند نانوایی و یک باگت می خرند. اگر پیاده باشند باگت را می گذارند زیر بغلشان و اگر با دوچرخه باشند، آنرا می بندند به میله دوچرخه و راهی می شوند. یک دوست قدیمی که یک مشاهده گر دقیق است یکبار به من گفت میدانی ... مردم ایران و فرانسه در یک چیز با هم مشترکند: بد رفتاری با نان. آن یکی ها نان را زیر بغل یا روی میله دوچرخه می گذارند و این یکی ها بیست تا نان را داخل ساک خرید روی سبزی های نشسته یا داخل صندوق عقب ماشین تلنبار می کنند!

- چند روز است همه اش حواسم به "نان دیروز" است. یک روز خوبی باید یک تصمیم بگیرم. در آن روز خوب باید کمتر بلاگ بنویسم و بیشتر ترجمه کنم و بیشتر روی نوشتن جدی کار کنم. باید کاری کنم که آن روز خوب نزدیک باشد!


در جستجوی تعالی

شنبه 30 مرداد 1395 14:12 نویسنده: شیرین چاپ

همیشه جزییات و نحوه پرداختن به آنها میزان و اندازه  نزدیکی به تعالی  هستند.

امروز روی صفحه Libreriamo  این عکسهای زوم روی داوید میکل آنجلو را دیدم و غرق در لذت ماندم. جزییاتی که در نمای کامل مجسمه نمی بینیم. مگر اینکه بعنوان بازدید کننده و در چند قدمی مجسمه باشیم. فکر کنم خیلی زشت است اگر اعتراف کنم آنهمه مدت در فلورانس زندگی کردم و هیچکدام از موزه هایش را نرفتم. و زشت تر است که اعتراف کنم از آن موقع که فلورانس را ترک کردم هنوز نتوانسته ام احساساتم را نسبت به آن مهرآمیز کنم و تصمیم بگیرم یک سفر بروم و از شهر بعنوان یک توریست و نه یک مهاجر دیدن کنم. نمی دانم چقدر زمان می خواهد که جراحت های آن تجربه درمان شوند. شاید هم درمان آن خراش های باقیمانده دقیقا در دستهای داوید است و من خبر ندارم!

عکسها را در ادامه مطلب می گذارم.

 
ادامه مطلب ...

یک دنیا محبت و نرمی در یک عکس

شنبه 30 مرداد 1395 13:09 نویسنده: شیرین چاپ


تعبیر عجیب و ایرانی - اسلامی از کلمه "احترام"

جمعه 29 مرداد 1395 20:23 نویسنده: شیرین چاپ

خیلی وقتها و خیلی اتفاقات باعث می شوند به تعبیر عجیب مردم ایران و در کل مسلمانان از کلمه "احترام" فکر کنم. کلا خیلی ها که بستر فکری ایرانی یا اسلامی دارند منظورشان از کلمه احترام یعنی سکوت و بیان نکردن نظر  وقتی که آن عقیده مخالف با نظر خودشان است. هر وقت کسی پیدا شود و یک نظر غیر معمول و مخالف با باور عمومی داشته باشد کلا در حال توهین کردن است. مهم هم نیست آن نظر را چطور بیان کند، همین که مخالف نظر دیگران است، توهین آمیز است و اویی که جسارت کرده رک و راست حرفش را زده باید تودهنی بخورد و ساکت شود.

مهم هم نیست این افراد کجا باشند و اکثریت و نظر اکثریت چه باشد. کلا کافیست که توی شناسنامه ات نوشته باشند که مسلمان زاده شده ای و همین باعث می شود همیشه حق با تو باشد! هر کی هم هر عقیده ای داشته باشد و هر جور بیانش کند، به عقیده تو توهین کرده است و باید به سزای کارش برسد. کلا برای توهین نکردن به یک ایرانی یا یک مسلمان - همیشه نه ولی در اکثر مواقع - همه باید سرشان را بیندازند پایین و ساکت بمانند. 

توجه داشته باشید که این، نظر شخصی من نیست! مشاهده منست از آنچه که تجربه شخصی ام بوده و آنچه که در دنیا می بینم. کلا همیشه دارد به عقاید مردم ایران و  مسلمان ها توهین می شود! طفلی ها ...


پی نوشت. محرک و دلیل نوشتن این یادداشت ممنوع شدن کنسرت های موسیقی در شهر مشهد بود و سکوت و "چشم" ِ محکم وزیر دولت محبوب ایران. باید چشم گفت دیگر! مگر می شود هتک حرمت کرد و یک نظر مخالف، ولو درست را بیان کرد؟! حرمت امام جمعه را نگه داشتن در سکوت و چشم گویی ست. همانطور که سنت دیرینه ایرانی - اسلامی می پسندد.